اسدالله شیرازی اوجی درخشان در خطِّ نستعلیق

Print
Email
اسدالله شیرازی از قله‌های قلم نستعلیق در دورۀ قاجار به شمار می‌رود و بدبختانه از زندگانی، استادان و شاگردان وی اطلاع چندانی در دست نیست.

وی همچون بسیاری از استادان عصر خویش، بیش از کتابت و نسخه‏نویسی به قطعه‏نویسی و تهیه مرقع علاقه‏مند بوده است. از وی علاوه بر چند کتاب، بالغ بر ده مرقع نفیس برجای مانده است. اسدالله در این مرقعات گاه به تقلید از شیوۀ میرعماد (ف 1024ق) پرداخته و گاه به سیاه‏مشق و رنگه‏نویسی پرداخته است. مطالعه و بررسی آثار اسدالله سبب می‏شود تا سیر تکوینی سبک نستعلیق قاجار را بهتر و دقیق‏تر بشناسیم. سبکی که اسدالله نیز در آن تأثیر بسزایی داشته و پس از او به دست استادانی چون میرحسین، غلام‏رضا اصفهانی و میرزاکاظم تهرانی به کمال گراییده است.

 

از تولد تا درگذشت

 

اسدالله شيرازي را چنانكه بايد نمي‌شناسيم. بدبختانه آگاهي ما از زندگاني خوشنويسان دورة قاجار بسيار كمتر از دورة‌ تيموري و صفوي است. گاه جزييات بسياري از خوشنويساني كه شاعر نيز بوده‌ اند در تذكره‌ها و كتابهاي تاريخي سده‌هاي نهم تا يازدهم ثبت شده و باقي مانده است؛ امّا هنرمندان دورة‌ قاجار از جمله خوشنويساني چون اسدالله شيرازي كه بيشتر با دربار رابطه داشته‌اند، با اجتماع و شاگردان مشتاق هنر كمتر سر و كار داشته و ناشناخته باقي مانده‌اند.

به راستي از بخت ياري اسدالله بوده كه بر خلاف برخي از خوشنويسان، تمام آثار خود را به سفارش و براي دربار انجام داده‌اند و از اين رو آثارشان در كتابخانة‌ سلطنتي و گاه در موزه‌ها به دور از دسترس سودجويان و هياهوي سمساران آثار هنري باقي مانده است. البته گاه اين آثار به جهت حفاظت و مراقبت بيش از اندازه از حجلة بخت در نيامده‌اند و برقع از رخ برنيفكنده و خيل مشتاقان را تاكنون در انتظار گذاشته‌اند. از آنجا که بیشتر آثار خوشنویسانی چون اسدالله شیرازی و محمدحسین شیرازی در کتابخانه هایی چون کاخ گلستان (کتابخانۀ سلطنتی) نگهداری می شود و به ندرت در دسترس مستقیم علاقه مندانِ عام قرار گرفته اند، در دهه های اخیر شهرت عام نداشته و تنها از شهرت خاص در نزد اهل نظر برخوردار گشته اند.

نخستين آثار تاريخ دار اسدالله (1252 ق) نشانگر اين نكته است كه در تمام دورة محمدشاه قاجار (1250- 1264ق) كاتب دربار بوده است؛ چنانكه در قطعه‌هايي خود را «تربيت يافتة دولت ظل‌الله الاعظم محمد شاه غازي» و «كاتب اعلي حضرت السلطاني» معرفي مي‌كند.

آخرين آثار وي به سالهاي نخست دورة ناصر‌الدين شاه (1264-1324 ق) بازمي‌گردد و تاريخ آنها از 1268 درنمي‌گذرد. اگر نسخه ای از «تاریخ کریمه» را که رقم «اسدالله شیرازی» دارد و تاریخ کتابت آن 1286 است، از آثار وی بشمار آوریم، عمر هنری وی حدود بیست سال افزایش می یابد و البته بعید است که وی در فاصلۀ سالهای 1268 تا 1286 ق دست به آفرینش قطعه و اثر دیگری نزده باشد.

اگر چه از سال تولد و خانوادة‌ اسدالله آگاهي چنداني نداريم، امّا يقيناً تا سال كتابت قرآن به خط نستعليق (1268 ق) زنده بوده و در تهران به خلق آثار هنري مي‌پرداخته است.

اوضاع اجتماعی و هنری دوره قاجار

پس از انقراض دولت صفوی، نادر، فرزند گمنام یکی از افراد قبیله ترک زادۀ افشار کشور را از یاغیان داخلی و متجاوزان بیگانه پاک کرد و در سال 1148 ق رسماً بر تخت سلطنت نشست. نادر با فتوحات درخشان خود جان تازه ای در کالبد کشور دمید و در زمان وی،ایران به آخرین دورۀ گسترش جغرافیایی خود رسید. وی در نتیجۀ غرور و بیرحمی بیش از اندازه در سال 1160 ق به دست گروهی از سران خود کشته شد و ایران دوباره دستخوش آشفتگی و اغتشاش شد.

پس از کشته شدن نادر یکی از سردارانش به نام احمدشاه درانی در 1747 م رهسپار افغانستان شد و سلسۀ درانی را در آنجا تأسیس کرد.1

کریم خان، رئیس طایفۀ زند از قبایل لر بود (و در حوالی ملایر سکونت داشتند) که پس از مدتی جنگ و درگیری، در سال 1163 ق به پادشاهی رسید و در طی سی سال، آرامش کوتاه مدتی را در کشور برقرار ساخت. و به جهت ساده زیستی از پادشاهان خوشنام ایران بشمار می رود.دورۀ حکومت جانشینان کریم خان (1193 تا 1209) از بحرانی ترین ودردناک ترین دوره های تاریخ کشور بشمار می آید.

آغامحمدخان قاجاربا تندی و شدت عمل خاص خویش، نابسامانی ها و تحولات کوتاه مدت پس از دورۀ صفویه (1148 تا 1193 ق) را با گشایش دوره ای نو در هم نوردید. و هر چند که درسال 1200 ق به پادشاهی رسید ولی ده سال پس از آن رسماً تاجگذاری کرد و سراسر ایران در مدتی بالغ بر یکصد و پنجاه سال به حکومتی واحد دست یافت.

بسیاری معتقدند که اگر بنیانگذار سلسله قاجار به قدرت نمی رسید، ایران در آغاز سدۀ سیزدهم، وحدت ارضی و سیاسی خود را از دست می داد.

پس از قتل آغا محمدخان(1211ق)، برادرزاده اش فتحعلی شاه جانشین وی شد و سی و هشت سال سلطنت او به درگیری های داخلی و خارجی گذشت. اگر چه در این دوره شورشهای داخلی کمتر از پیش شده بود، اما به دلیل شدت یافتن رقابتهای استعماری میان کشورهای اروپایی، ایران نیز که از موقعیت ویژه ای برخوردار است، ناچار وارد صحنۀ کشمکش های بین المللی شد. مهمترین رویدادهای این دوره رقابت میان انگلستان و فرانسه و تیرگی روابط ایران و عثمانی بود و بیشتر درگیری های ایران در این دوره جنگ با روسیه بود و با امضای دو معاهدۀ ننگین گلستان (1228 ق) و ترکمان چای (1243 ق)، جمهوری های کنونی آذربایجان، ارمنستان، نخجوان، گرجستان و داغستان از ایران جدا شده و به خاک روسیه پیوستند. فرزند لایق فتحعلی شاه، عباس میرزا در سال 1249 ق از دنیا رفت و سال بعد نیز فتحعلی شاه چشم از جهان فروبست.

محمدشاه، پسر عباس میرزا در طی چهارده سال حکومت، در کام نیرنگ های انگلیس و روسیه افتاد و در این دوره نخستین قربانی سیاستهای بیگانگان، قائم مقام فراهانی (در 1251 ق) بود و این پادشاه درویش منش و سنگدل، زمام امور کشور را به معلم خود حاج میرزا آغاسی سپرده بود.

«محمدشاه در سال 1253 به امید حمایت روسها به خراسان لشکر کشید و شهر هرات را در محاصره گرفت. اما در نتیجۀ کارشکنی های مأمورین بریتانیا این جنگ و لشکرکشی به نتیجه نرسید و شاه ایران به واسطۀ رفتار خصمانه و تهدیدآمیز دولت انگلیس، پس از نه ماه محاصرۀ این شهر، عقب نشینی کرد. سال بعد به پایتخت بازگشت و افغانستان به دلخواه انگلیسی ها از پیکر ایران جدا شد.»2

ناصرالدّین شاه به طولانی ترین دورۀ سلطنت در میان قاجاریه دست یافت (1264-1313) در اوایل حکومت وی روزنامه وقایع اتفاقیه (در 1267) در تهران انتشار یافت و در سال بعد مدرسۀ دارالفنون افتتاح شد. یکی از اقدامات شتابزدۀ وی در بیست سالگی، دستور قتل میرزا تقی امیرکبیر بود.

در این دوره پست و تلگراف و راه آهن در ایران راه اندازی شد و تغییر کلاه و لباس و بسیاری از آداب و رسوم در این دوره به وقوع پیوست.

هر چند رویکردی به ادبیات، نقاشی، خوشنویسی و بسیاری از هنرها در دورۀ فتحعلی شاه سر و سامانی یافت و وی شاعران و نگارگران بسیاری را در دربار خود گردآورد اما نتیجۀ تلاش این هنرمندان در دورۀ ناصری به بار نشست. آخرین تلاشها برای حفظ سنت کتابت و کتاب آرایی به خلق نسخه هایی از جمله: شاهنامۀ داوری،3 شاهنشاه نامۀ فتحعلی صبا4 و هزارو یکشب5 انجامید.

نتیجۀ آموزش صنیع الملک در اروپا و علاقه مندی اش سبب تأسیس هنرستان نقاشی (در 1278) در تهران شد.

پیدایش چاپ در نیمۀ اول سدۀ سیزدهم، اشتغال کاتبان و نگارگران نسخه های خطی را تهدید می کرد؛ از همین رو در ایران چاپ سنگی بیش از چاپ سربی مورد توجه قرار گرفت و دست کم تا چند دهه، سنت کتاب سازیِ رو به اضمحلال را تا حدی حفظ کردند. چاپ سنگی پلی میان سنت هزار سالۀ تولید نسخه های دستنویس و چاپ ماشینی کتاب بشمار می رود. چاپ سنگی که در 1240 ق با چاپ نسخه ای از قرآن مجید آغاز شد، امکانی فراهم آورد تا هنرمندانی که در کار تولید کتاب بودند، یکباره بیکار نگردند و بتوانند در عرصۀ کتابت، تزیین و نگارگری نسخه ها، البته نه با شکوهی که در نسخه های خطی وجود داشت، نقشی درخور خویش ایفا کنند. با ورود عکاسی به ایران، نقاشان نیز عکس العمل مشابهی را از خود نشان دادند.

شعر دورۀ قاجار که سبک بازگشت نامیده شده نیز همچون بسیاری از هنرهای دیگر رو به تکرار، تقلید و تکثیر دارد. و حتی بزرگترین شاعران این دوره همچون فروغی بسطامی و قاآنی شیرازی نیز، به استقبال و تضمین از شاعران سبک خراسانی و عراقی مشغولند و اگر چه شعرشان خواندنی است اما خالی از نوآوری به معنی بنیادی است و تحول عمده در ادبیات در اواخر دورۀ قاجار با نهضت ترجمۀ آثار ادبی اروپایی، نمایشنامه نویسی و داستان نویسی نمود می یابد.

میرزا رضا کرمانی و همفکرانش با این گمان که قتل شاه، پایان بخش بدبختی های کشور است، ناصرالدّین شاه را در مرقد حضرت عبدالعظیم ترور کردند. اما گذشت زمان نشان داد که مظفرالدین شاه، بسی بی کفایت تر از پدر بود. یکی از بزرگترین اتفاقات تاریخ ایران که همانا انقلاب مشروطیّت است، در زمان این شاه قاجار آغاز گشت.

اعتراض مردم علیه مستبدانی چون امین السّلطان و عین الدوله سبب شد تا مظفرالدین شاه، میرزا نصرالله مشیرالدوله را به صدرات برگزیند و با صدور دستخط تأسیس دار الشورای ملی و انتخاب وکلا (در 1324 ق = 14 مرداد 1285ش) به تحصن آزادیخواهان پایان داد. قانون اساسی ایران پس از تصویب، چند روز پیش از درگذشت مظفرالدین شاه به امضای وی رسید.

محمدعلی شاه در سال 1324 به جای پدر نشست و در طی سه سال سلطنت خود به مخالفت با آزادی خواهان و طرفداران مشروطیت پرداخت.در سال 1327 ق محمدعلی شاه بنا به حکم مجلس عالی از سلطنت خلع شد و پسر خردسالش احمدمیرزا (که سیزده ساله بود) به سلطنت برگزیده شد. احمدشاه در 1332 تاجگذاری کرد و در همان ماهها جنگ جهانی اول (1914-1918 م) آغاز گردید. و اگر چه ایران اعلام بی طرفی کرده بود، نواحی شمالی، غربی و جنوبی میدان تاخت و تاز بیگانگان قرار گرفت. شکست روسیه در این جنگ و پس از آن وقوع انقلاب اکتبر 1917 م سبب آسودگی ایران از این همسایۀ متجاوز گشت.

با رفتن احمد شاه به اروپا سلسلۀ قاجاریه عملاً منقرض گشت و وکلای مجلس در آذر 1304 برخی از اصول قانون اساسی را تعویض کرده و سلطنت ایران را به رضاخان پهلوی واگذار کردند و وی در چهارم اردیبهشت 1305 ش در تهران تاجگذاری کرد.

جایگاه هنری

از اسدالله جز نستعليق، خط‌هاي ديگري نديده‌ام. اهميّت وي در سير تحوّلات و تاريخ خط ملي ايرانيان، نستعلیق، چند دليل دارد كه شايد مهم‌ترينش آن باشد كه وي را مي‌توان پيشرو خوشنويساني چون غلامرضا اصفهاني و محمد حسين شيرازي به شمار‌ آورد. سبكي كه در آثار هنرمندان دورة‌ قاجار از جمله: مير‌حسين، فتحعلي حجاب و محمد حسين طهراني مي‌بينيم و به دست غلامرضا اصفهاني (1304 ق)، استحكام و چارچوب دقيقی يافت و به اوج يكنواختي رسيد. اين سبك كه ادامة‌ سبك كمال يافتة ميرعماد (1024 ق) است در دورة‌ فتحعلي شاه (1211- 1250 ق) با بازگشت هنرمندان به سبك ميرعماد آغاز شد. دليل اين رويكرد، استقبال و تشويق شاهان، از جمله فتحعلي شاه قاجار بود كه او نيز به پيروي از پادشاهان هند و عثماني و نيز چشم و هم چشمي، خوشنويسان را به تقليد و مشابه سازي آثار ميرعماد فرا مي‌خواند. اين انديشه از اين نظر كه آثار هنرمندی چون ميرعماد را كه از سرآمدن نستعليق است، الگو قرار داده بودند، بسيار درست و بجا بود، امّا غفلت شاه و نيز برخي از خوشنويسان اين بود كه به جاي پيشرفت و يافتن افقهاي جديد، به هر تقدير به دويست سال پيش از خود بازگشته بودند. تقلید از استادان متقدم، نکته ای است که بجز خوشنویسان، دامنگیر شاعران و بسیاری از دیگر هنرهای قاجار نیز گشته بود.

تقلیدی این گونه در سدة‌ دوازدهم به دست خوشنويسان عثماني از جمله ولي‌الدين افندي به اوج خود رسيده بود؛ اما بدبختانه این نهضت پس از وي در آن ديار به افول گراييد.

انديشة تقليد از ميرعماد كه خود مثنوي هفتاد من كاغذ تواند بود، به دست خوشنويساني چون عباس نوري (1255 ق) مراحل ترقي خود را سپري كرد. قطعه‌هايي كه وي از ميرعماد نقل كرده، دليلي روشن به نزديك شدن وي به قلة تکنیکی ميرعماد است. اسدالله شيرازي نيز از خیل هنرمنداني بوده كه به خواست محمدشاه، به نقل بسياري از آثار ميرعماد دست زده است؛ البته نه نقل عيني همچون عباس نوري، بلكه گاهي سليقة خويش را نيز به آثار مير افزوده است. از اين رو اگر چه در مقايسه ممكن است، مشق نقلي او را فروتر از عباس نوري و ولي‌الدين افندی بدانيم امّا اين نكته سبب شده تا شخصيت هنري خودِ اسدالله نيز به عنوان استادي زبردست حفظ گردد و هنگامی که مشق او نقلی نبوده ، از هنرمندانی چون عباس نوری بسیار قدرتمندتر عمل کرده است.

مفردات ونیز تركيب‌بندي های وي در سياه مشق‌ها اگر چه در مقايسه با خوشنویسان پس از خود از جمله: غلامرضا اصفهاني و میرحسین، جلوة‌ چنداني ندارد امّا اهميّتش پيشگام بودن وي است و چه بسا اگر كساني چون او مشكلات نخستين را در سبك قاجار حل و فصل نمي‌كردند،خوشنویسی چون غلامرضا چنين با شتاب به اين قله ره نمي‌برد. يقيناً اگر آثار خوشنويساني چون ميرحسين و غلامرضا اصفهاني را نداشتيم، آثار اسدالله شيرازي را به گونه‌‌اي ديگر داوری می کردیم؛ به عبارت ديگر اسدالله بدون ديدن آثار اين چيره‌دستان، به مرتبه‌اي كه هست رسيده، اما نمي‌توان اطمينان داشت كه خوشنويساني چون غلامرضا اصفهاني، میرحسین و محمدحسين شيرازي بدون آگاهي و مشق نظري از استاداني چون اسدالله شيرازي به آنچه هستند، مي‌رسيدند. دیگر نکتۀ درخور توجه، رنگه نویسی های اسدالله است که در قیاس با دیگر استادان نستعلیق، منحصر به فرد تواند بود.

برخی منابع به طبع شاعری اسدالله نیز اشاره کرده اند. اسدالله در دورة‌ شاعران بنامي چون فروغي بسطامي، قاآني شيرازي و وصال شیرازی كه گاه خود از هنرمندان مشهور بوده‌اند، مي‌زيسته است و در نتيجه نمي‌توانسته با طبع شعري اندكش در صف شاعران برجسته ره يابد و از اين روتنها در برخي از قطعه‌ها، به مناسبت‌هايي، سروده‌هايي از خويش را به سلك كلك كشيده است.

آثار بر جای مانده

اسدالله شیرازی بیشتر به قطعه نویسی علاقه مند بوده تا کتابت نسخه های پرکار و طاقت فرسا و از این رو سلیقه ای متفاوت با کاتبانی چون محمدحسین شیرازیدارد. از اسدالله چهار کتاب، هفت مرقّع و دهها قطعۀ پراکنده به جای مانده که در میان سالهای 1252 تا 1268 ق تحریر شده است و اینک این آثار با شرحی کوتاه معرفی می گردد:

الف) كتابها

1- نسخه‏ای از تاریخ کریمه، در 79 برگ و ابعاد cm24×17 کاغذ فرنگی آبی، با رقم: «اسدالله شیرازی» و تاریخ: «1286 ق» در کتابخانۀ ملی ملک ( به شمارۀ 3879)

اگر چه خط این نسخه پخته است و رقمش نیز درست است، اما بعید به نظر می رسد که اسدالله یکباره در اواخر عمر به این اندازه از فروتنیدر ترقیم نسخه برسد، چرا که در بیشتر آثارش و حتی در دورۀ جوانی از ترقیمه های مفصّل و مزین به نام پادشاه سود جسته است و همانگونه که اشاره شد بعید است که وی در میان سالهای 1268 تا 1286 ق به نگارش هیچ کتاب یا قطعه ای دست نپرداخته باشد.

2- نسخه‏ای از منطق الطیر (عطار نیشابوری) در 408 صفحه و ابعاد cm5/31×20 بر کاغذ فرنگی، کتاب برای تقدیم به محمدشاه غازی کتابت شده است. رقم و تاریخ: «تمت الکتاب بعون الله الملک الوهاب فی یوم الجمعه شهر ربیع الاول من شهور سنه سبع و خمسین و ماتین بعد الالف [1257 ق] من الهجرۀ المقدسۀ النبویۀ علی ید الکاتب الحضرت السلطانی اسدالله الشیرازی غفرالله ذنوبه و ستر عیوبه»

در کتابخانۀ کاخ گلستان (به شمارۀ 245)

3- نسخه‏ای از قرآن کریم، در 622 صفحۀ 12 سطری، cm 32×21 بر کاغذ خانبالغ، اگر چه عیار این اثر اسدالله شیرازی پایین تر از سیاه مشق هایش به نظر می رسد ولی در میان قرآنهای نستعلیق در خور توجه است و (پس از قرآنهایی به خط شاه محمود نیشابوری و محمدحسین نورس دماوندی) جزوِ پنج قرآن نخستین به خط نستعلیق باشد.

رقم و تاریخ: «تراب اقدام خلق الله اسدالله شیرازی سنه 1268 از تلاوت کنندگان ملتمس دعا هست»

و در صفحۀ پس از رقم این عبارت ها نوشته شده است: «… کتاب مستطاب … شاهنشاه غازی ناصرالدین شاه قاجار خلد الله ملکه و سلطانه بترقیم میرزا اسدالله شیرازی غفر ذنوبه و ستر عیوبه اتمام پذیرفت و این کلمات بتحریر کمترین چاکر درگاه آسمان جاه عبدالغفار تبریزی است بشهر جمادی الثانی سنه 1270»

در کتابخانۀ کاخ گلستان (به شمارۀ 1074)

4- نسخه‏ای از تحفۀ‏الملوک (در چهل باب) در 7 ورق 9 سطری و ابعاد cm 5/31×21 کتاب برای محمدشاه غازی کتابت شده است و نقل از خط میرعماد (مق 1024 ق) است. رقم و تاریخ: «نقل عن خط الاستاد الاعظم عماد الحسنی کاتب اعلی حضرت السلطانی اسدالله شیرازی 1256»

5- خواص سور در حاشیۀ قرآنی که به خط نسخ احمد نیریزی در سال 1111 ق نوشته شده است. این قران در ابعاد cm 33×20 و دارای 454 صفحۀ 15 سطری است. اسدالله شیرازی خواص سور را در حاشیۀ این نسخه به خط نستعلیق و در سال 1260 ق کتابت کرده است. رقم و تاریخ: «تمت الخواص بعون الله الملک… علی یدالاقل الناس اسدالله شیرازی غفرالله ذنوبه و ستر الله عیوبه فی شهر ربیع الثانی سنه 1260 از تلاوت کنندگان ملتمس دعاست.»

در کتابخانۀ کاخ گلستان.

ب) مرقّعات

-1 مرقع شماره 1560 (در كتابخانة‌ كاخ گلستان)

اين مرقع دربرگيرندة 50 قطعه با قطع رحلی و ابعاد cm 5/26×41 است. مطالب (احتمالاً) از سروده‌هاي خود هنرمند در مدح محمدشاه غازي، سعدي و سخنان منسوب به علي (ع) انتخاب و كتابت شده است و مهر كتابخانة دولت علیّۀ ايران 1329 در تمام قطعه‌ها به چشم مي‌خورد.

تمام آثار نستعليق و به سال 1254ق مربوط است. برخي رقمهاي به كار رفته در اين مرقع عبارت است از:

2- مرقع شماره 1507 (در كتابخانة كاخ گلستان)

اين مرقع در برگيرندة 50 قطعه چلیپا و سیاه مشق با قطع رحلي و ابعاد cm 5/24×36 است. مطالب بيشتر از سروده‌هاي سعدي و جامی انتخاب و كتابت شده است. برخي از قطعه‌ها مشق نقلي از ميرعلي و ميرعماد است. در پيشاني حاشية تمام قطعه‌ها در ميان ترنجي به آب زر، عبارت: «السلطان بن السلطان محمد شاه قاجار» نوشته شده است.

تمام آثار نستعليق و بيشتر به سال 1252 تا 1254ق مربوط است. برخي رقمهاي به كار رفته در اين مرقع عبارت است از:

• العبد المذنب اسدالله شيرازي

• لقبلة الكتاب مولانا مير علي عليه ‌الرحمة العبد المذنب الراجي اسدالله شيرازي غفرذنوبه و ستر عيوبه

• بندة‌ درگاه حضرت شاهنشاهي اسدالله شيرازي

• بندة درگاه شاهنشاه عالم پناه اسدالله شيرازي

• العبد المذنب الراجي اسدالله شيرازي غفر ذنوبه

• نقل عن خط الاستاد الاعظم عماد الحسني الفقير اسدالله شيرازي غفر ذنوبه

3- مرقع شماره 1464 (در كتابخانة‌ كاخ گلستان)

اين مرقع دربرگيرندة‌50 قطعه با قطع رحلی و ابعاد cm 5/38×25 است. مطالب از سخنان پيامبر(ص)، علي(ع)، خيام و سروده‌هايي در مدح و ثناي محمد شاه غازي انتخاب و كتابت شده و دو قطعه نیز به آب زر نگاشته شده است.

تمام آثار نستعليق به سال 1256ق مربوط است.

برخي از رقمهاي به كار رفته در اين مرقع عبارت است از:

• الفقير المذنب الرّاجي اسدالله غفرذنوبه و ستر عيوبه

• كاتب الحضرت السلطاني اسدالله غفرالله ذنوبه و ستر عيوبه

• كاتب الحضرت السلطاني اسدالله غفرله

• العبد المذنب اسدالله شيرازي غفر ذنوبه و ستر عيوبه

4- مرقّع (در موزۀ هنرهای تزیینی اصفهان)

این مرقّع در برگیرندۀ 10 قطعه درابعاد cm 5/27×5/17 است. موضوع این مرقع مناجات خواجه عبدالله انصاری است. در پایان این رقم و تاریخ دیده می شود: «… کتبه العبد المذنب چاکر آستان شاهنشاهی اسدالله شیرازی غفر ذنوبه و ستر عیوبه 1258».

5- مرقع شماره 1544 (در كتابخانة‌ كاخ گلستان)

اين مرقع در برگيرندة 20 قطعه چلیپا و سیاه مشق با قطع رحلي و ابعاد cm 5/26×37 است. بيشتر مطالب سروده‌هايي در قالب سياه مشق است و برخي نيز از حافظ شيرازي انتخاب و كتابت شده است و مهر كتابخانة دولت عليّة ايران 1329 در تمام قطعه‌ها به چشم مي‌خورد.

تمام آثار نستعليق و به سال 1260ق مربوط است. برخي رقمهاي به كار رفته در اين مرقع عبارت است از:

• الفقير اسدالله شيرازي

• راقمه اسدالله شيرازي

• چاكر آستان شاهنشاهي اسدالله شيرازي

• مشّقه الفقير اسدالله شيرازي

6- مرقع شماره 1546 (در كتابخانة كاخ گلستان)

اين مرقع در برگيرندة 50 قطعه چلیپا و سیاه مشق با قطع رحلي و ابعاد cm 5/29×46 است.

مطالب از آيات قرآن، سروده‌هاي سعدي، مولانا، جامي و …، مناجات پير هرات، مفردات (علي طريق واضع الاصل خواجه مير علي التبريزي) و سروده‌هايي در وصف محمد شاه غازي انتخاب و كتابت شده است و مهر كتابخانة‌ دولت عليّة ايران 1329 در تمام قطعه‌ها به چشم مي خورد.

تمام آثار نستعليق (خفي و جلي) و به سال 1261ق مربوط است. برخي رقمهاي به كار رفته در اين مرقع عبارت است از:

• فقير اسدالله شيرازي

• مشّقه الفقير اسدالله شيرازي غفرله

• الفقير الحقير المذنب چاكر آستان شاهنشاهي اسدالله شيرازي غفرله

• كتبه الفقير الحقير المذنب اسدالله شيرازي غفرله بدارالخلافه طهران تحرير نمود.

7- مرقع شماره 1494 (در كتابخانة‌كاخ گلستان)

اين مرقع دربرگيرندة 40 قطعه چلیپا و سیاه مشق در ابعاد cm 42×27 است. مطالب از سروده‌هاي حافظ شيرازي انتخاب و كتابت شده است و در بيشتر قطعه‌ها مهر كتابخانة دولت عليّة‌ ايران 1329 به چشم مي‌خورد. تمام آثار نستعليق به سال 1264ق مربوط است. برخي رقمهاي به كار رفته در اين مرقع عبارت است از:

• كتبه العبد الفقير الحقير المذنب الراجي اسدالله شيرازي غفرله

• الفقير اسدالله شيرازي

• الفقير المذنب اسدالله شيرازي غفرله در دار الخلافه نوشته شد.

• كتبه العبد المذنب عماد الحسني نقل العبد اسدالله شيرازي

• شرّف بكتابتها العبد المذنب اسدالله شيرازي

8- مرقع شماره 1465 (در كتابخانة‌ كاخ گلستان)

اين مرقع در برگيرندة 50 قطعه چلیپا و سیاه مشق با قطع رحلي با ابعاد cm 5/41×27 است. مطالب از سروده‌هاي فردوسي، سعدي، جامي، صائب و اشعاري در وصف محمد شاه غازي انتخاب و كتابت شده است. در پيشاني قطعة اول و ذيل قطعة آخر، مهر ناصر الدين شاه قاجار به چشم مي‌خورد.

تمام آثار نستعليق و به سال 1264ق مربوط است. برخي رقمهاي به كار رفته در اين مرقع عبارت است از:

• كتبه الفقير الحقير المذنب اسدالله شيرازي بدارالخلافه طهران تحرير شد.

• الفقير اسدالله شيرازي

• الفقير الحقير المذنب الرّاجي اسدالله شيرازي غفر ذنوبه

• مشقه المذنب اسدالله شيرازي غفرله

9- مرقع شماره 13073 (در كتابخانة مجلس شورا)

اين مرقع در برگيرندة 16 قطعه (با ابعاد جدول cm 8×15) است.

يكي از قطعه‌ها سياه مشقي است با ابعاد cm 5/20×30 و تاريخ و رقم: «مشقه اسدالله شيرازي 1262»، پانزده قطعۀ دیگر دربرگيرنده مناجات به اين قرار است:

آغاز: «الهي اين چه فضل است كه با دوستان خود كرده‌اي كه هر كه …»

انجام: « … و السلام كتبه العبد المذنب عماد الحسني نقل العبد المذنب الراجي اسدالله شيرازي غفر ذنوبه و ستر عيوبه 1264… عيسي خان بيگلربيگي ادام الله ايام اقباله و اجلاله تحرير شد العبد المذنب اسدالله شيرازي سنه 1264»

ج) قطعه های پراکنده

دهها قطعه چلیپا و سیاه مشق نستعلیق خفی و جلی در موزۀ رضا عباسی، مجموعه های ناصر جواهرپور، غلامعلی محلاتی، مرتضی تدین ودیگران .

 

پی نوشت‌ها

1- تاریخ تطبیقی ایران با کشورهای جهان، ص 461

2- از صبا تا نیما، ج 1، ص 4

3- در موزۀ رضا عباسی

4- در کتابخانۀ ملی ملک تهران

5- شامل 6 مجلّد به خط نستعلیق محمدحسین طهرانی در 2278 صفحه و دارای 1134 تصویر از ابوالحسن غفاری (صنیع الملک) و شاگردانش در کتابخانۀ کاخ گلستان

 

کتابنامه

1- آتاباي، بدري: فهرست مرقّعات كتابخانة سلطنتي ، تهران، 1353

2- ارشاد، فرهنگ: مهاجرت تاریخی ایرانیان به هند، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران 1379

3- آرین پور، یحیی: از صبا تا نیما، (2 ج)، انتشارات زوّار

4- اشراقی، احسان: اطلس تاریخ ایران: سازمان نقشه برداری کشور، تهران، 1378

5- بامداد، مهدی: شرح حال رجال ایران (در قرن 12 و 13 و 14 هجری)، (6 ج)، انتشارات زوّار، چ 5، 1378

6ـ بیانی، مهدی: احوال و آثار خوشنویسان،4ج، انتشارات علمی، تهران، 1363

7ـ نقوی، سید علیرضا: تذکره نویسی فارسی در هند و پاکستان، موسسة مطبوعاتی علمی، تهران، 1343

8ـ صفا، ذبیح الله: تاریخ ادبیات در ایران ، ج1/5، انتشارات فردوس، تهران، 1366

9- عالي افندي، مصطفي: مناقب هنروران، ترجمة دكتر توفيق‌ هاشم‌پور. سبحاني، انتشارات سروش، تهران، 1369

10ـ قلیچ خانی، حمیدرضا: رسالاتی در خوشنویسی و هنرهای وابسته، نشر روزنه، تهران، 1373

11ـ ــــــــــــــــــ :‌ معرفي و بررسي متن‌هاي آموزشي خوشنويسي (از سپيده دم دورة‌ اسلامي تا پايان دورة‌ قاجار)، كتاب ماه هنر، شماره 53 و 54، تهران، بهمن و اسفند 1381

12ـ گلچین معانی، احمد: کاروان هند، 2ج، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، 1369

13ـ مايل هروي، نجيب: كتاب آرايي در تمدن اسلامي ، انتشارات آستان قدس رضوي، مشهد، 1372

14- منصوری، فیروز: فهرست اسامی و آثار خوشنویسان قرن دهم هجری قمری و نقد و بررسی گلستان هنر، نشر گستره، تهران، 1366

15ـ هاشم پورسبحانی، توفیق و آق سو، حسام ‏الدین: فهرست نسخه‌های خطی فارسی کتابخانة دانشگاه استانبول، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، 1374

دکتر حمیدرضا قلیچ‌خانی

دیدگاهتان را بنویسید