در محضر استاد امیرخانی

Print
Email
رای آنکه ما بتوانیم نسبت به موضوع حساس میراث فرهنگی که در واقع امانتی از طرف تمام کسانی است که در طول تاریخ برای این دارایی ارزشمند و گرانقدر زحمت کشیده‌اند، دقیق صحبت کنیم باید اطلاعات دقیقی داشته باشیم.

اعظم علیزاده نیک: برای گفت وگو با استاد سوالاتی آماده کرده بودم تاضمن پرسش در مورد دیدگاه ایشان نسبت به جایگاه فعلی هنر و به خصوص خوشنویسی در دنیای امروز، بتوانم توصیه های ایشان را در مورد گسترش زمینه های معرفی ایران و میراث فرهنگی وهنری کشورمان دریافت کنم، اماباشروع صحبتهای ارزشمند ایشان سراسرگوش شدم ومدهوش فرزانگی ایشان. امید که این نوشتار،مقدمه ای برای تحقق پیشنهادات ارزشمند ایشان در راستای معرفی صحیح گنجینه های غنی کشورمان باشد.

استاد فرمودند: “برای آنکه ما بتوانیم نسبت به موضوع حساس میراث فرهنگی که در واقع امانتی از طرف تمام کسانی است که در طول تاریخ برای این دارایی ارزشمند و گرانقدر زحمت کشیده‌اند، دقیق صحبت کنیم باید اطلاعات دقیقی داشته باشیم. با بیان مختصر یا پراکنده، حق مطلب ادا نمی‌شود، بلکه فقط می توان اشاراتی کرد .مثلا” من به عنوان یک شاگرد مشتاق هنر در زمینه خوشنویسی، تا آنجایی که اطلاع دارم بهترین آثار ما در خط و خوشنویسی به صورت کتاب و کتاب آرایی و نیز به صورت قطعات نفيس مرقع و مرصع » در موزه های بزرگ جهان نگه داری می شود. بخشی از آن را برخی از ما نه همه کارشناسان فرصت کرده و دیده ایم و قسمت دیگر، بخشی است که ما از آنها اطلاع نسبی در حد یک خبر به گوش مان رسیده است. مثلا” در هند در شهر “دهلی (احتمالا)، حدود ۱۰ مجلد کتاب وجود دارد که فهرستی از آثار خوشنویسی هنرمندانه استادان بزرگ تاریخ ما لیست شده است . معلوم می شود که ما یک گنجینه عظیمی در آنجا داریم که حق فهرست کردنش را هم نداریم، یعنی لیست آن را خود هندی ها دارند. این یک بخش ماجراست. نکته دیگر اینکه وقتی ما بخواهیم در عرصه جهانی نسبت به آثار هنری و تاریخی خودمان صحبت کنیم، لازم است که به صورت یک برخورد مناسب این هنر باشد. در مورد هنر تجسمی با توصیف نمی شود حق مطلب را ادا کرد. باید پیش روی علاقه مندان به هنر در تمام دنیا این نمونه ها را نشان داد و آن گاه در موردش صحبت کرد . این امر کمک می کند تا آن معرفت و شناختی که لازم است برای ارزش گذاری واقعی این آثار در ذهن بینندگان همه نقاط دنیا، کم و بیش ایجاد شود صحبتی که فقط در حد توصیف و حرف باشد نمی تواند ایجاد شناخت و معرفت و در نتیجه ایجاد علاقه مندی کند. به عنوان نمونه عرض می کنم حدود دو ماه پیش در بی بی سی لندن دیدم زن و شوهری ۷۰ساله راجع به عرفان و فرهنگ و زبان فارسی صحبت می کردند که البته هر دو مسلط به زبان فارسی بودند. کتابخانه پروفسوری که راجع به مولوی و اندیشه او صحبت می کرد را نشان می داد. او ۴ مجلد در مورد مولوی و اندیشه و نگاه او به جهان و انسان تألیف کرده بود و او مولانارا عمیق تر و لطیف تر و به اصطلاح ماندگارتر از سایرین تعریف می کرد، چرا که کتاب او را خوانده، زبان فارسی را دانسته و در نتیجه خودش به دلیل دانشی که در زمینه غنی فرهنگی داشته، توانسته به این نتیجه برسد که مثلا” در مقایسه با گوته و شکسپیر و دیگر بزرگان هنر و اندیشه اروپا که در زمینه ادبیات و مثلا” فلسفه و یا توامان آثارشان در طول تاریخ در این زمینه بوجود آمده، نگاه مولوی لطیف تر و عمیق تر و جهان شمول تر است. | ملاحظه بفرمایید این را خوانده و نسبت به آن معرفت لازم را پیدا کرده، اما اگر بدون آن مطالعه فقط در حد یک اسم مولوی میشنید، چه خاطره ای در ذهن آن فرد ایجاد میشد؟؟ حال در مورد نمونه های درخشان آثار خوشنویسی مابعنوان یکی از هنرهای نقشی ایران، باید به نمونه هایی که دیده ام اشاره کنم: مثلا”جعبه آینه ای خیلی بزرگ و مجلل در سرسرای موزه بزرگ لندن (موزه ملی)، که طوری طراحی شده بود تا واردشوندگان از هر ملیتی که بودند، ابتدا نگاهشان به آن ویترین قدی و سراسری می افتاد و به کتاب ۵ گنج نظامی، که تولید شده تبریز ماست و شاید بتوان گفت که بهترین خط از لحاظ خوشنویسی و بهترین تصویر گری و جلدسازی و کتاب آرایی ایران در آن کتاب تجلی پیدا کرده است. در حقیقت این کتاب در یک جایی قرار داده شده بود که چشم موزه لندن باید به حسابش آورد. یا مثلا” آثار طراز اول ما بیشتر در روسیه دیده شده است. بنا به عکس هایی که به دست ما رسیده آثار بسیار درجه اولی از آثار ما در ترکیه امروز و عثمانی دیروز قرار دارد. که یا بصورت قاچاق از داخل کشور فروخته شده و یا در جنگهای بین دو ملت برده شده‌اند.
مثلا” شما نگاه کنید آثار خوشنویسی ما در ش کل تابلوهای تقریبا” مدرن در برنامه ای که به صورت جهانی ترتیب داده می شود، در برنامه ای که در لندن برگزار می شود جا باز کرده است. یا در سال اخیر (۲۰۱۵) آثار خوشنویسی طراز اول ما در حوزه خلیج فارس بیش از همه کشورها مورد استقبال قرار می گیرد. چرا که مردم منطقه و عریها شناخت دارند و سابقه ذهنی از هترما دارند. چه از جانب ترک‌های به اصطلاح میراث دار فرهنگ عثمانی و چه عرب ‌ایی که با مسافرین و تورسیت‌ها زندگی می کنند.
بنابراین ما الان باید این نکته را اول به خودمان بگوییم که مردم کشور خودمان تا چه حد شناخت ومعرفت نسبت به هنرهای ملی مادارند؟ تقريبا” هیچ. در اینجا قدم اول شاید از داخل کشور باید شروع شود و از طریق رسانه ها این معرفی شایسته صورت بگیرد. در دنیا با توجه به نمایشگاه هایی که گاه گاهی در جاهایی داشته‌ام مثلا” در آمریکا و انگلیس و برخی کشورهای اروپا، خیلی با استقبال مواجه شده و هم مورد استقبال کسانی است که یک نیمه شناخت هنری نسبت به هتر کشور خودشان دارند. این زبان مشترک کار خودش را انجام می دهد و اینها با یک شیفتگی می آیند و آثار را می بینند. تقریبا” ما متوجه می شویم که بیش از اینها مردم دنیا باید با آثار ما برخورد داشته باشند تا آن فقط مختص محافل خاص یا افراد فرهنگی که نسبت به هنر اطلاعات دارند نباشند. ما اکنون افکار عمومی را نیاز داریم که باید روی آن کار شود. یعنی اگر در این حوزه درست عمل شود، به جای سیاست و به جای حتی قوای امنیتی برخورد فرهنگی درست، برای ما ایجاد امنیت و احترام و علاقه می کند و عموم مردم جهان را متوجه مامی سازد. بنابراین به نظر بنده ما الان نسبت به این موضوع باید تدبیری بیندیشیم که نمونه های طراز اول در یک مجموعه نفیس گردآوری شود، البته آنهایی که در دسترس است و بعد ما نسبت به این آثار ارزشمندی که جمع آوری شده و واقعا” جواهر آثار است توضیحاتی دهیم و سپس ترجمه شودتا معلوم شود که چه مضمونهای درخشان و بی نظیری در قالب شعر و غزل و دوبیتی در درون آنهاست که می تواند نمونه عالی ترین تفکر بشری باشد. معمولا” خوشنویسان خودبه خودی گلچینی از ادبیات فاخر ایران به صورت قطعات، خوشنویسی می کنند. اینها با ترجمه و به صورت نفیس و بصورت کتابهای خیلی عالی آماده شود تا مثلا” برای دانشگاههای درجه اول دنیا و برای سفارتخانه هایمان فرستاده شود. بعد این کتاب از طرف سفیر رونمایی شود. دانشگاهیان و متفکرین آن کشور در یک شبی دعوت بشوند و استادان طراز اول و مقام ما راجع به این کتاب و رونمایی و ارزشهای مختلف فرهنگی و اندیشه ای آن صحبت کنند تا این مقدمه ای برای ایجادشناخت و معرفت شود تا نسبت به داشته های ارزشمند خودمان که الان در واقع در بسته است تا حد ممكن معرفی درستی به دنیای امروز صورت گیرد”.

سال دوم شماره ۶ مردادماه ۱۳۹۴ صنایع دستی و گردشگری ایران
حاميان ميراث فرهنگری

Source link

دیدگاهتان را بنویسید