قاعده اصول 12 گانه خوشنویسی

Print
Email
اصول به معني ريشه ها و پايه هاست و در اصلاح عبارت است از حسن تشكيل مفردات حروف و استحكام و اعتدال آنها تا ياء از حيث قوت- ضعيف – سطح – دور- صعود مجازي و حقيقي و مجازي – اصول – كرسي – تركيب – و شان بطوريكه در حلقه ها و گره ها و ارسال حق هر يك به كمال ادا گردد.

اصول به معني ريشه ها و پايه هاست و در اصلاح عبارت است از حسن تشكيل مفردات حروف و استحكام و اعتدال آنها تا ياء از حيث قوت- ضعيف – سطح – دور- صعود مجازي و حقيقي و مجازي – اصول – كرسي – تركيب – و شان بطوريكه در حلقه ها و گره ها و ارسال حق هر يك به كمال ادا گردد.

  1. تركيب بايد حروف و كلمات را طوري قرارداد كه چشم از ديدن آن احساس رضايت كند و قلب آرامش بخشد در خط نبايد خلوت و و جلوت ديده شود بلكه بايد مناسب باشد. بين حروف و كلمات بايد فاصله ها به اندازه يكسان ديده شود ابعاد منطقي – معنوي كه ايمان و اعتقاد قلبي هنرمند را به دنبال دارد ايجاد شود تركيب (composition) جايگاه مهمي در خوشنويسي دارد يك تابلوي هنري هميشه در نگاه اول ارزيابي مي شود و اگر اجرا خيلي فني باشد اما كل ناهماهنگ انجام گرفته باشد.
    اثر هنري بي اعتبار مي شود و عكس آن هم صدق دارد. در واقع مي توانيم تركيب رااز آميزش معتدل و موفق حروف – كلمه – جمله – سر و در سطر به هم بيشتر و خوبيي اوضاع كمي انها – به طوريكه خوش آيند طبع سليم و ذوق مستقيم مي گردد و در تركيب حسن مهم است.
    تركيب در حروف و كلمه را تركيب جزئي و تركيب در جمله و مصراع و در سطر را تركيب كلي مي نامند.
    در تركيب مدات به اندازه هاي مطلوب به جا و مورد خود به كار و در نظم و اعتدال داشته باشد.
    در تركيب رعايت- و همچنين سنجش قلم با زمينه خط بسيار اهيمت دارد و حسن مجاورت را كه رعايت فواصل و در جاي خود و به گونه جالبي با هم پهلو گيرند. مانند:
    فرض است كه جاي مدها را بداند تا در غير موضع خود نيفتد و بگونه اي بنويسيد كه با حروف ديگر مشبه نگردد.
    رعايت مدها در تركيب از جمله جاي قرار گرفتن مد تام و ياد مد كامل در نستعليق كه اكثراُ‌ نقطه اي كه حالت جزر و مد دادن به ان و بيرون آوردن آن از حالت خشكي.
    جاي مد تمام در اول سطر و مصراع و در آخر قرار نمي گيرد.
  2. كرسي لغه به معني تكيه گاه و نشستگاه و تخت مي باشد.
    كرسي همان خط زمينه اي است كه حروف و كلمات منظم روي ان قرار مي گيرد خط زمينه را با مداد كم رنگ ترسيم مي شوند و هرگز نبايد بدون خط كرسي (زمينه) خط نوشت كرسي شامل رو جز است رعايت كرسي بالا – وسط- پايين و دومي قرينه سازي
    طريقه عملي قاعده خط كرسي در نستعليق كه اكثراً‌ حروف و اتصالات روي خط كرسي قرار مي گيرند به جز سه شكل – دو ابراح – ع – و- ل- ن ي)
    و را دراز
    دنبال ميم- قاعده قرينه سازي با اينكه خاص است از نظري مكمل قاعده تركيب مهم هست زيرا رعايت قرينه سازي و تقابل و تعادل كمك بسيار به حسن اوضاع خط مكي دهد و رونق و معتبر روش هنري آن بالا مي برد.
  3. نسبت عبارتست از آنكه هر خطي را كه بايد با يك قلم نويسند حروف هم جنس و شكل هاي مشابه آن – در حد تعيين خط – به يك اندازه و موافق هم باشند و از حد و حدود معيني خود خارج نگردد كسي اگر بخواهد از طريق نسبت و موازي سنجش خوشنويسي بايد به چند نكته توجه كند – خطهاي هندسي و اشكال آن از افقي – قائمه – مايل – كماني – مختلط – طول – عرض – دايره – قطر دايره – مثلث – سطح – حجم – ضخامت) و … كه اكثر حركات خطي را سواد ميناميم با اين ميزان سنجيده اند و همچنين قوالب حروف كه فرعي و مقياس اول و مستفاد از آن است مثلاً در نوشتن با اندازه مطلوب موفق گردد مانند كلمه الله كه ثلثي آن در قالب ذوزنقه اي و نيمنستعليقي آن در قالب مثلث است و تصوير شماره 3.
  4. ضعف – يعني در آغاز و وسط بعضي و انتهاي بيشتر حروف مي باشد كه به كار بردن جزئي از دم قلم و نيش رو يا دندانه ها را ضعيف بنويسيم تا كلمات بزرگ و بدقوراه نشوند و در اتصالات هم صادق است . تصوير شماره 4 و 5
  5. قوت: در وسط و انتهاي مدها و وسيط دايره ها و سر دال و فاء و قاف و واو و غيره است كه اينگونه جاها تمام دم قلم بر سطح كاغذ حركت مي كند و در واقع با تمام نيروي خود به كار مي رود. تصوير شماره 6
  6. سطح: حركات راستي را كه با قلم انجام مي شود از افقي – مايل – قائم – سطح گويند چون اينحالت در مدهاي اصلي مانند ي كشيده برعكس ت و سين كشيده شده و ف و ك و بعضي از مدهاي زائد عارضي مانند حرف ن و ب كه هند و غلبه كشيده مي شود محسوب مي گردد سطح را مخصوص اينگونه حركات افقي دانسته اند و نستعليق گويند در اين مقام كه اختيار قلم بدست نويسنده معلوم مي گردد و حالت خشكي مطلوب در آن حركات ديده مي‌شود و به زبان آسانتر همان كشيده‌اي است در وسط يا لابلاي حروف كلمات آورده مي شود.
  7. دور: در دايره هاي معكوس و مستقيم (ح و ق) و در سر فاء و قاف و واو و موارد ديگر موجود مي شود و اين حالتي است بر خلاف سطح كه قلم به چربي و نرمي در آنها گردش مي كند و در اين گردش قدرت استادي خطاط بيشتر مي شود.
  8. صعود شامل صعود مجازي و صعود حقيقي مي باشد. صعود حقيقي از راست بالا بردن الفباي آخر و لام وسط و كاف آخر است مانند جان و ملك هم در نستعليق و هم در نسخ.
    صعود مجازي: بالا گردانيدن انتهاي دواير را كه با قلم به حالت دور حركت كند گويند (تصوير شماره 7) صعود مجازي را شمره و تشمير نيز گفته اند كه اصطلاح آخر حروف را باريك و منعطف گردانيدن
  9. نزول:
    نزول شامل نزول مجازي و حقيقي مي باشد و در صعود اعتماد براستي قلم بايد كرد و در نزول بر وحشي.
    نزول حقيقي: در لام الف و لام و كاف مفرد و لام و كاف اول و دنباله ميم ديده مي شود. (تصوير شماره 8)
    نزول مجازي درز اوايل دايره ها و اوائل بعضي مدات ظاهر مي شود و سركش كاف و گاف و غيره تصوير شماره 9
    صعود و نزول حقيقي بايد چنان رعايت شود كه همه بموازات هم قرار گيرند.
  10. اصول رعايت و قاعده نقطه گذاري در خط و اندازه هاي حقيقي اآن است مثلاً اندازه هاي ديگر نه كم و نه زياد مي شود و اندازه ها تغيير ناپذير است.
  11. صفا: بنيانگذار صفات و حالاتي است كه عارض خط عالي و ممتاز شده است. يعني پس از به كار بستن قواعد كلي بر اين صفات و حالات منصف شده نمي توان آنها را در رديف قواعد درآوريم. صفا حالتي است در خط كه طبع را مسرور و ممدوح ميسازد و چشم را نوراني مي كند و بي تصنيف تحصيل آن نتوان كرد. شأن حالتي است كه چون در خط موجود شود نويسنده به تماشاي آن مجذوب و فارغ از خستگي و رو به سوي مشق يا نوشتن شأن آخر درجه خط است.
    سواد و بياض: مقصود از آن رعايت و سنجش سياهي خط و تشكيل مقدار سفيدي است كه در داخل حلقه هاي صاد، ضاد، ظاء، فاء، قاف، عين، جيم، هاء، و غيره حاصل مي شود.
    ارسال: مراتد از ارسال ير دادن و رها ساختن قلم است. آزادانه در نوشتن راء و ميم و وار مسطح تاء و نون دراز و دنبالة لام و كاف دراز و بعضي حروف شكسته.

 

دیدگاهتان را بنویسید