محمد حسین کشمیری، قلۀ خوشنویسانِ کشمیر

Print
Email
کتابت و خوشنویسی از سپیده دمِ دوره‌ی اسلامی به جهت پاسداری از قرآن کریم، بسیار مورد توجه قرار گرفت و کاتبانِ مسلمان به ارجمندترین جایگاه اجتماعی دست یافتند. خوشنویسی تنها هنری است که سلسلۀ شاگردی و استادی آن را به ائمۀ اطهار (ع) رسانده و از آن با عنوان «هنر مقدس» یاد کرده‏‌اند.

درآمد:

کتابت و خوشنویسی از سپیده دمِ دورۀ اسلامی به جهت پاسداری از قران کریم، بسیار مورد توجه قرار گرفت و کاتبانِ مسلمان به ارجمندترین جایگاه اجتماعی دست یافتند. خوشنویسی تنها هنری است که سلسلۀ شاگردی و استادی آن را به ائمۀ اطهار (ع) رسانده و از آن با عنوان «هنر مقدس» یاد کرده‏اند.

با ورود مسلمانان به شبه قارۀ هند و گسترش فرهنگ اسلامی در آن سرزمین، ایرانیان توانستند بیش از دیگر همسایگان بر هنر خوشنویسی هند تأثیرگذار باشند. از جملۀ عوامل اصلی این تأثیر، همسایگی و نفوذ شگرف زبان و ادب فارسی در شبۀ قاره بوده است.

پژوهشگران برآنند که ایرانیان بیش از اعراب در تداوم و ارتقای خطوط اسلامی کوشیده‏اند، چنانکه ابن‏مقلۀ شیرازی (328-272 ق) را نخستین استادی دانسته‏اند که خطوط ششگانه (نسخ، ثلث، رقاع، توقیع، محقق و ریحان) را از کوفی استخراج و قانونمند کرد.(رسالاتی در خوشنویسی، 18)

همچنین در کتاب «مناقب هنروران» عالی افندی، به معرفی خط و خوشنویسی در نزدِ عثمانیان پرداخته است و جالب است که در آن کتاب نیز، شمار خوشنویسانِ ایرانی بیش از ترکان و اعراب است.

کتابت به شکل کاربردیِ خط در تهیه و تولید نسخه‏های خطی گفته می‏شود که این مهم از سده‏های نخستین ورود مسلمانان به شبه قاره آغاز شد و با ورود عارفان و ایرانیانِ اهلِ فرهنگ، سامان فراوانی یافت. نسخه‏های خطی بازمانده از کاتبانِ شبه قاره نشانگر این نکته است که دستۀ اصلی آنها را متون عرفانی، ادبی و تاریخی تشکیل داده است.

 

هر چند که از سدۀ چهارم تا ششم هجری کتیبه‏ها و کتاب‏هایی به زبان عربی در دست است و از سدۀ ششم هجری به بعد نیز آثار فراوانی به زبان فارسی در شبه قاره یافت می‏شود امّا جنبۀ هنری خوشنویسی از آغاز حکومت بابر (932 ق) تا پایان سلطنت شاه جهان (1068 ق) به کمال گرایید و کیفیت آثار خوشنویسی شبه قاره در سدۀ یازدهم هجری با آثار نظیر خود در ایران به برابری رسید.

خوشنویسی(calligraphy)، جنبه‏های هنری و زیبایی‏شناسانۀ خط و تهیۀ کتاب‏ها و مرقعات نفیس را گویند که از سدۀ دهم هجری و با گسترش خط نستعلیق، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و تا اواخر سدۀ یازدهم هجری به اوج شکوفایی رسید.

گسترش خوشنویسی در هند با تکامل و اوج یافتن خط نستعلیق در هرات و اصفهان، همخوانی داشت. از اواسط سدۀ دهم هجری مهاجرت شاعران و خوشنویسان ایرانی به شبه قاره نمود روشن‏تری یافت. معزّالدین محمد حسینی (زنده در 990 ق) که از استادان زبردست خط نستعلیق بود در نیمۀ دوم سدۀ دهم هجری به هند مهاجرت کرد. همایون پسر بابر پس از اقامت در دربار صفوی و آشنایی بیشتر با فرهنگ و هنر ایران، هنگام بازگشت به وطن، هنرمندانی را همراه با خود برد. در آن میان خوشنویسانی چون محمد مومن قزوینی و به گمان بسیار، سلطان بایزید دوری عازم هند شدند. سلطان بایزید از سوی اکبر پادشاه به خطاب «کاتب الملک» سرافراز گشت؛ با این حال، اوج مهاجرت نستعلیق‏نویسان ایرانی در سدۀ یازدهم هجری بود.

 

محمد حسین کشمیری:

از جمله خوشنویسان هندی که به رقابت با هنرورانِ ایرانی پرداخت، محمدحسین کشمیری (ف 1020 ق.)بود. محمدحسین از قله‏های خط نستعلیق شبه قاره و از نظر سبک و عیار خوشنویسی تنها هنرمندی است که به پایۀ نستعلیق نویسان طراز اول همچون میرعلی کاتب هروی رسیده است. وی از اکبر شاه (1014-963 ق.) لقب «زرین قلم» گرفت و گاه در آثار خود از عنوان «اکبرشاهی» بهره جست. پس از آن در آثاری که در دورۀ جهانگیر پادشاه (1037-1014 ق.) کتابت کرد نیز از لقب «جهانگیری» و «جهانگیرشاهی» بهره‏مند گشت و بسیار مورد توجه این دو پادشاه بود. ابوالفضل علامی در آیین اکبری وی را «جادو رقم» خوانده است: «… خاصه نستعلیق روایی دیگر یافت و جادو رقمی که در ظلِّ سریر خلافت صاحب این نقش دلپذیر توان گفت محمدحسین کشمیری ست و به خطاب زرّین قلمی روشناسِ آفاق، شاگردِ مولانا عبدالعزیز، از استاد گذرانیده، مدّات و دوایرِ او متناسب همند و کارآگاهان او را به پایۀ میرعلی[کاتب هروی] برگیرند…» (آیین اکبری، ص 93 ) و جهانگیر نیز در جهانگیرنامه یا توزک جهانگیری چندین بار از وی نام برده است (توزک جهانگیری: ص 53 و 91) تا اندازه‏ای که کتابتِ مقدمۀ نفیس‏ترین مرقع آن زمان، یعنی مرقع جهانگیری (مرقع گلشن) و به گمان بسیار، گردآوری و گزینشِ قطعات آن نیز به وی سپرده شد چراکه بیشتر آثار این مرقع شامل قطعاتی از میر علی کاتب است، همان هنرمندی که محمدحسین سبک وی را پسندیده و بر آن بوده که پیرو همان مکتب هنری باشد. محمدحسین سبک اصیلِ نستعلیق را که پس از میرعلی تبریزی (ف 803 ق.)، توسط جعفر تبریزی، اظهر تبریزی و سلطان علی مشهدی طی شده و به میرعلی هروی(ف 951 ق.) رسیده بود، دنبال کرد و به زیبایی هرچه تمام رساند. همین روند را علیرضا تبریزی(عباسی) در اصفهان پی گرفت و به نهایت رساند.

محمد حسین همدورۀ چند استاد طراز اول خط نستعلیق در اواخر سدۀ دهم و اوایل یازدهم است، همچون: میرعماد قزوینی، علیرضا تبریزی و خلیل الله حسینی(ملقب به پادشاه قلم) و از نظر تاریخی در دوره‏ای می‏زیست که نستعلیق در حال رسیدن به نهایت تناسب و زیبایی خود بود. گفتنی است که پس از میرعماد(ف 1024 ق.)، شاگردان و پیروانِ وی، کمال این خط را در آثار وی جستجو کردند و کمتر به تغییر و خلاقیت اندیشیدند. عبدالرشید دیلمی(ف 1081 ق.) که از شاگردان ممتاز میرعماد بود به هند مهاجرت کرد و در دربار شاهجهان به تدریس شاهزادگان پرداخت. چنانکه در تذکرۀ خوشنویسان (غلام محمد هفت قلمی دهلوی) می‏بینیم، از آن پس عیار هنری خوشنویسان هند با آثار عبدالرشید سنجیده می‏شد و همین نکته سبب گشت تا هنرشناسان هندی، محمدحسین کشمیری را چنانکه شایستۀ اوست، نشناسند.

محمدحسین اگرچه به دقت و درستی از آثار میرعلی کاتب هروی مشق کرده و پیرو سبک اوست اما شاگرد حضوری وی نبوده است. می‏دانیم که میرعلی از سال 935 ق. به اجبار به بخارا برده شد و تا هنگام درگذشت (ف 951 ق.) در آنجا بود و از نظر زمانی در این هنگام یعنی پیش از سال 951 ق. امکانِ شاگردی محمدحسین در بخارا بسیار دور از ذهن است زیرا وی در 1020 ق. درگذشته و در صورتی می‏توانسته به محضر میرعلی راه یابد که بیش از هشتاد سال زیسته باشد. گروهی وی را شاگرد عبدالعزیز دانسته‏اند و در این صورت وی از نظر مهارت و شهرت، از استادش بسی پیشی گرفته است. از شاگردان وی به حسین کشمیری و محمد مراد زرین قلم، محمد علی (پسرش) می‏توان اشاره کرد.

آثار بر جای مانده:

بی شک محمدحسین آثار بسیاری را در عرصۀ کتابت و کتیبه نگاری نگاشته است که از آن میان شمار اندکی در دسترس و انبوهی نیز از میان رفته است. ازجمله کتیبۀ سنگی که جهانگیر از آن در در کتاب تاریخ جهانگیری یاد کرده است. این کتیبه در واقع سنگ مزاری بوده به خط محمدحسین که در کنار مناره‏ای در جهانگیرپور بر سر قبر آهویی که مورد توجه جهانگیر بوده نصب شده بود. در برخی از آثار نیز امکانِ رقم زدن وجود نداشته است و تنها با جستجو در کتاب‏های تاریخی و تذکره‏ها و دیگر اسناد می‏توان به وجود آنها پی برد. از این رو بسیاری از کتیبه‏های بازمانده در بناهای سلطنتی آگرا نیز به قلم وی است، از جمله کتیبه‏های تختِ سنگی جهانگیر و سنگ‏آبه‏ای در قلعۀ آگرا که از نظر عیارِ خط نستعلیق، نمی‏تواند از کسی جز وی باشد.

از آثارِ از میان رفته که بگذریم، کتابت‏هایِ رقم دار وی به این قرار است:

1- شش قطعه در مرقع گلشن

این مرقع، نفیس‏ترین مرقع موجود در ایران است که اینک در کتابخانۀ کاخ موزۀ گلستان تهران نگهداری می‏گردد. به گمان این مرقع در حملۀ نادرشاه به دهلی، به غنیمت گرفته شده و پس از آن به «کتابخانۀ مبارکۀ شاهنشاهی» وارد شده و مهر دورۀ ولیعهدی ناصرالدین را در سال 1263 ق./ م. دارد. این مرقع در آغاز به دستور جهانگیر (1037-1014 ق.) در سال 1019 ق./ م. تهیه گردید و در صفحه‏ای از آن آمده است:

این مرقع که بتوفیق اله/ صورت آرای شد از لوح و قلم

رشکِ گلزار ارم تاریخش/ چهره پرداز خرد کرد رقم

العبد محمدحسین زرین قلم جهانگیرشاهی 1019

محمدحسین در صفحه‏ای دیگر بنا به دستور جهانگیر، قطعه‏ای را که به تاریخ 958 ق. توسط خوشنویسِ دیگری نوشته شده بود، در سال 1017 ق. نقل کرده است:

«تحریرا فی نهم محرم الحرام سنه 958 بموجب حکم اقدس کمترین بنده‏ها محمدحسین زرین قلم»

بهترین و با عیارترین آثار محمدحسین در همین مرقع برجای مانده است.

اهمیت این مرقع تا اندازه ای بوده که جهانگیر خود در 27 ربیع الاول 1019 ق. بیتی درباره اش سروده است:

«… برای امتیاز این مرقع پادشاهی یادگار خاصه مطلعی به خاطر مبارک ما گذشته…

این مرقع شده زِ لطفِ اله / از جهانگیر شاهِ اکبر شاه » (مجالس جهانگیری، ص 48)

و پس از آن نیز در مجلسِ 6 ربیع الاخر همان سال آمده است که: «چند مجلس تصویر از مرقع گرامی به نظرِ حضرت اقدس در می‏آوردند و نزاکت‏های خط و بوالعجبی‏های تصویر و نادره کاری‏های بی‏نظیرانِ روزگار و استادانِ یگانۀ ایران و توران و فرنگستان و روم و هندوستان در محفلِ عالی مذکور می‏شد. چند مجلس تصویر برآمد که مُزدِ هر موضع، حضرتِ عرش آشیانی هزار روپیه عنایت فرموده بودند…» (مجالس جهانگیری، ص 53)

به گمان بسیار، بخش دیگری نیز در دورۀ شاه جهان (1037-1068 ق) به آن افزوده و یا نزدیک به همان قطع و شکل، مرقع دیگری تهیه شده است چراکه کلیم همدانی (990-1061 ق) در توصیف این اثر، چنین سروده است:

چندین هزار نقش بدیع انتخاب کرد/ دوران که شد مرقع شاهِ جهانش نام

تاریخ شد «مرقع بی مثل و بی بدل»/ چون این سواد گلشن فردوس شد تمام

و تاریخ اتمام آن را سال 1046 ق./ م. یاد کرده است. (دیوان کلیم، 128)

این مرقع 262 صفحه دارد و دو صفحه، دو صفحه مزین به قطعه‏های خوشنویسی و نگارگری است. هر چند که در حاشیۀ قطعه‏های خوشنویسی، سبک نگارگری هند و ایرانی آشکارا دیده می‏شود اما جالب است که برخلافِ نگارگری‏های، در متن آثار خوشنویسی، اثری از استادان هندی و یا سبک خوشنویسیِ هندی به چشم نمی‏خورد و به گمان بسیار این نکته از سلیقۀ محمدحسین کشمیری (ف 1020 ق) که کاتب مقدمۀ مرقع بوده، برخاسته باشد. این مرقع بالغ بر یک‏صد قطعه از میرعلی کاتب (از سال 928 ق تا 951 ق) را داراست و قطعه‏هایی نیز از نستعلیق‏نویسان شهیر ایرانی از جمله: جعفرالکاتب [تبریزی]، اظهرالکاتب [تبریزی]، سلطان علی مشهدی و عبدالرحیم عنبرین قلم در آن وجود دارد.

رقم‏های وی در این مرقع ازین قرار است:

-بنده کمترین محمدحسین کشمیری تحریر نمود

– کشمیری بتاریخ سنه سه موافق سنه 1017 بقلم شکسته رقم نقل نمود

-کمترین بنده‏ها محمدحسین زرین قلم کشمیری سنه سه موافق سنه 1017

– العبد المذنب الفقیر محمدحسین جهانگیرشاهی فی سنه هزار و هجده

2- شش دفتر مثنوی مولوی در کتابخانۀ ملی ملک، تهران

به خط نستعلیق میرزا جان محمد و محمدحسین زرین قلم اکبرشاهی کشمیری، 355 برگ 21 سطری

3- لوایح جامی، 138 صفحه، 14 در 24 سانتیمتر در مرکز میکروفیلم نور، دهلی

انجامه: «تمت علی ید اقل العباد محمدحسین الکشمیری غفرالله ذنوبه»

این نسخه اگرچه تاریخ کتابت ندارد اما از آثار دورۀ پختگی وی است و به گمان پس از سال 1010 ق. تحریر شده باشد.

4- مفردات نستعلیق میرعلی تبریزی در مجموعۀ دکتر بیانی، تهران

انجامه: «بتاریخ سنه نهصد و نود اواخر ذی‏قعده بنده فقیر محمدحسین کشمیری بقلم شکسته رقم مرقوم ساخت»

5- گلستان سعدی در انجمن سلطنتی آسیایی(Royal Asiatic Society)، لندن

این نسخه در سال 990 ق. کتابت شده است و در صفحۀ انجامۀ آن، تصویری از محمدحسین کشمیری و منوهر(فرزند Basawan) به دست منوهر نگارگری شده است.

انجامه: «کتبه العبد المذنب الفقیر محمدحسین الکشمیری غفرالله ذنوبه و ستر عیوبه فی شهور سنۀ تسعین و تسعمائه ببلدۀ فتحپور»

6- دیوان حسن دهلوی، به شمارۀ 132 در کتابخانۀ خدابخش در شهر پتنه، به سال 1010 ق.

انجامه: «کتابخانۀ نواب قبله گاهی…شیخ فرید بخاری…کمینه کمترین محمد حسین کشمیری سنه عشر و الف»

7- منتخبی از اخلاق جلالی اثر بهرام بن حیدر مهماندار در کتابخانۀ مجلس شورا، تهران

انجامه: «کتبه العبد المذنب الفقیر محمدحسین الکشمیری غفرالله ذنوبه و ستر عیوبه فی سنه هزار و 13»

این نسخه در سال 1013 ق. به خط نستعلیق کتابت شده و عیار آن به رقعه‏ها و قطعاتِ وی نمی‏رسد.

8- دیوان حافظ در کتابخانۀ بنیاد خاورشناسی فرهنگستان تفلیس، تفلیس

در محرم سال 1017 ق. به خط نستعلیق کتابت شده است.

9- آیین اکبری در موزۀ انگلیس(British Museum )، لندن

10- هفت بند کاشی در کتابخانۀ مولانا آزاد، علیگر

11- دهها قطعه‏ و چلیپا در موزه ها، کتابخانه ها و مجموعه‏هایِ خصوصی هند، ایران و دیگر کشورها. وی در این آثار از رقم‏های زیر استفاده کرده است:

– محمدحسین کاتب

– محمدحسین زرین قلم

– الفقیر محمد حسین فی شهور سنه 999

– کتبه العبد المذنب الحقیر محمدحسین غفرالله ذنوبه و ستر عیوبه والسلام فی سنه الف

– کتبه العبد المفتقر الی رحمه الله محمدخسین زرین قلم غفرله سنه هزار و چهار

– بندۀ بی بضاعت و بی استطاعت محمدحسین کاتب بجهت نواب قبله گاهی اقبال آثاری حکیم همام سلمه الله و ابقاه تحریر نمود فی شهور سنه 998

– تحریرا فی شهور سنه ثمان و تسعین و تسعمائه کتبه محمدحسین الکاتب

– العبد المذنب الفقیر محمدحسین زرین قلم اکبرشاهی در سال سی جلوس جهانگیری مشق نمود

– العبد محمدحسین الکشمیری زرین قلم

– کتبه العبد المذنب الفقیر محمدحسین الکاتب الکشمیری

– مشقه المذنب الفقیر محمدحسین الکشمیری غفرالله ذنوبه و ستر الله عیوبه

– الفقیر محمدحسین الکشمیری سنه 988

– کتبه العبد محمدحسین زرین قلم جهانگیرشاهی

– الفقیر محمدحسین الکشمیری غفرله

– کتبه العبد المذنب الفقیر محمدحسین زرین قلم اکبرشاهی

– العبد المذنب الفقیر محمدحسین الکشمیری سترالله عیوبه

– الفقیر محمدحسین زرین قلم اکبرشاهی

– الفقیر محمدحسین الکاتب سترالله عیوبه

 

کتابنامه:

– بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشتویسان، تهران، 1363ش.

– حاج سید جوادی، سیدکمال، میراث جاودان (سنگ‏نبشته‏ها و کتیبه‏های فارسی در پاکستان در دو جلد)، رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران، اسلام‏آباد، 1370ش.

– حکمت، علی‏اصغر، نقش پارسی بر احجار هند، تهران، 1337ش.

– ربانی، احمد، مقالات مولوی محمدشفیع (راجع به هنروران و خط و خطاطان)، لاهور

– سخنرانیهای نخستین سمینار پیوستگی‏های فرهنگی ایران و شبه قاره (ج 1)، اسلام‏آباد، 1372ش/ 1993م.

– سیدعبدالله، ادبیات فارسی در میان هندوان، ترجمه محمد اسلم خان، تهران، 1371ش.

– قلیچ‏خانی، حمیدرضا، فرهنگ واژگان و اصطلاحات خوشنویسی، روزنه، (چ 2)، 1387

– قلیچ‏خانی، حمیدرضا، رسالاتی در خوشنویسی و هنرهای وابسته، روزنه، 1373

– کلیم همدانی، دیوان، به تصحیح محمد قهرمان، تهران، 1369

– آیین اکبری، ابوالفضل علامی، به تصحیح سر سید احمد، دانشگاه اسلامی علیگر، 2005 م.

– محمود، سیدفیاض و سید وزیرالحسن عابدی، تاریخ ادبیات فارسی در شبه قارۀ هند (1707 تا 1972م.)، تهران، 1380ش.

– نورالدین محمد جهانگیر، جهانگیرنامه (توزک جهانگیری)، به کوشش محمد هاشم، تهران، 1359ش.

– مجالس جهانگیری، عبدالستّار بن قاسم لاهوری، به تصحیح عارف نوشاهی و معین نظامی، تهران، 1385 ش.

– نوشاهی، عارف، بایزید دوری هروی، مقالات عارف، تهران، 1381ش.

– نهاوندی، عبدالباقی، مآثر رحیمی، به اهتمام دکتر عبدالحسین نوایی، تهران، 1381ش.

– هفت قلمی دهلوی، غلام محمد، تذکرۀ خوشنویسان، به تصحیح محمدهدایت حسن، کلکته، 1328 ق. / 1910م.

 

– Islamic Calligraphy in medieval India, Pares Eslam Syed Mustafizur Rahman, Bangladesh, 1979.

– S. P. Verma. Portraits of the Calligraphers Depicted in the Mughul Miniatures: A Historiycal Study, Islamic Culture (1980):173-186.

دکتر حمیدرضا قلیچ‌خانی

دیدگاهتان را بنویسید