جای خالی هنر در نظام آموزشی

Share on print
Print
Share on email
Email
استاد غلامحسین امیرخانی: جایگاه هنر به ‌ویژه خوشنویسی آن‌گونه که باید در سرفصل‌های درسی تببین و توسط سازمان آموزش و پرورش جدی گرفته نشده است.

آخرین نمایشگاه آثار خوشنویسی شما با عنوان «نستعلیق میراث ملی» این روزها در حال برگزاری است؛ مهم‌ترین تمایز این نمایشگاه با نمایشگاه‌‌های پیشین‌تان را چه می‌دانید؟
نمایشگاه حاضر، حاصل دوران مختلف کاری من است و با نگاهی به تاریخ آنها، حالتی متنوع و گاه متفاوتی را در کیفیت آثار شاهدیم؛ شاید شاخصه این نمایشگاه این باشد که به‌واسطه آن بهتر بتوانیم درباره موضوع خوشنویسی، جنبه‌­های فنی، هنری و تحقیقی آن صحبت کنیم و شیوه‌ی اجرای آثار در ادوار مختلف را با دقت بیشتری ببینیم.
در این سال‌ها، آثار شما در چه محیط، زمان، حالت و شرایط خاصی خلق شده‌‌اند؟

از این حیث بین تمام رشته‌های هنری تفاوتی وجود ندارد و باید در آفریننده رشته هنری اعم از ادبیات، موسیقی، شعر و… حالتی به وجود بیاید که آن حالت عبارت از تمرکز و مجموع شدن تمام وجوه وجود انسان همراه با تعادل جسم و سیستم عصبی است؛ شانس ویژه خوشنویس این است که می‌تواند با ادبیات و شعر همراه شود؛ بیشتر خوشنویس‌های ما در طول تاریخ برای رسیدن به نقطه هماهنگ شدن نیروهای وجودی‌شان به شعر نزدیک شده و از طریق آن به مقام توجه و تمرکز رسیده‌اند.

همه پدیده‌­هایی که در عالم وجود دارند نیز می­‌توانند کمک­‌کننده باشند؛ بالأخره ذهن انسان هنرمند به آن حالت نزدیک می‌شود. برخی تشنگی، علاقه، موضوع و اندیشه‌ای که در شعر وجود دارد را موجب ایجاد حس تمایل قلبی و خلوص می­‌دانند و برخی موسیقی را عامل قلمداد می‌کنند؛ ما خوشنویس‌­ها به میزان زیادی مدیون اساتید بزرگ موسیقی ازجمله استاد شجریان هستیم؛ هنگامی که آن صدای ملکوتی و آسمانی با اشعار عمیق و عالی انسانی همراه و بیان می‌شود، برانگیختگی و توجه مضاعفی به وجود می‌آورد؛ یک سخن، یک فیلم، یک صحنه خوب از هر چیزی، چه دیداری چه توصیفی در طبیعت و دنیا می­‌تواند ذهن و شخصیت آفریننده هنر را به اوج برساند؛ البته که صرف زمان، توانایی و حُسن­‌نیتی که هرکس در شخصیت خود پرورش داده و خویشتن را به مقامی رسانده نیز شرط است؛ این مقام، به‌تدریج، هنرمندِ مقدماتِ هنری طی کرده را به نقطه کمال نزدیک می‌­کند؛ این هنرمند خود را جزئی از کل و سهیم و دخیل در پدیده‌ها می‌­بیند؛ احساس یگانگی و محبت دارد و می‌‌تواند با یک درخت، پرنده و نسیم ملایمی که به شاخه بیدی می‌وزد همراه شود، سخن بگوید و بیافریند.
از ابتدای حضور شما در انجمن خوشنویسان ایران تاکنون، تفاوت محسوسی در میزان اقبال و استقبال هنرجویان از هنر خوشنویسی پدید آمده است؟

در این راستا آمار می‌‌تواند توضیح دقیق‌­تری را ارائه دهد؛ البته دهه ۶۰ و۷۰ استقبال فوق‌العاده زیادی از سوی تمامی اقشار ملت، اعم از پیر و جوان و زن و مرد نسبت به هنر خوشنویسی وجود داشت؛ چراکه اکثر رشته‌­های هنری محدود و گاه ممنوع شده بودند؛ مثلاً محدودیت موسیقی باعث شد که توجه ویژه‌ای به سمت خوشنویسی معطوف و انجمن خوشنویسان مورد اعتماد و احترام خاص خانواده‌­ها واقع شود؛ از دهه ۷۰ به بعد، سلایق هنری تقسیم شد و آمار از شدتی که در گذشته رو به گسترش بود، به حالت تعادل رسید اما هم‌اکنون نیز به‌جهت علاقه عموم به شعر و ادبیات، با حدود ۳۴۰ شعبه در سراسر کشور جزو گسترده­‌ترین تشکیلات هستیم و تقریباً در شهرستان­‌های کوچک هم نمایندگی و کلاس داریم؛ علاوه بر این در ۱۲ کشور خارجی نیز شعباتی را دایر کرده‌ایم.

در گذشته، تذهیب یا نقاشی به زیبایی خط کمک زیادی می‌کرد؛ در دوران معاصر شاهد به‌کارگیری انواع رنگ و رسم الخط‌ها، نقاشی‌خط­ها، بازی با حروف و ظهور طرح‌های گرافیکی در خطاطی هستیم. این تغییر و تحولات را برای خوشنویسی آسیب‌زا می‌دانید یا اینکه آنها را در گامی در راستای پیشرفت این هنر تلقی می‌کنید؟

هر هنری در حد خود نقش‌­آفرین است و من موافق آسیب‌رسانی نیستم؛ مثلاً نقاشی‌خط، حاصل ذهن تنوع‌طلب و نوع‌خواه هنرمند است که به آن سو کشیده می‌شود و درحد بضاعتش اثری را می‌آفریند که در چند دهه معاصر بین آن آثار هم، آثار هنری برجسته‌­ای وجود دارد؛ اما نکته­ اینجا است که باید هر هنری را در جای خود مورد دقت و ملاحظه قرار دهیم، تحلیل کنیم و تعریف درست و دقیقی از آن به‌دست آوریم.
از ابتدای حضور شما در انجمن خوشنویسان ایران تاکنون، تفاوت محسوسی در میزان اقبال و استقبال هنرجویان از هنر خوشنویسی پدید آمده است؟

در این راستا آمار می­‌تواند توضیح دقیق‌­تری را ارائه دهد؛ البته دهه ۶۰ و۷۰ استقبال فوق‌العاده زیادی از سوی تمامی اقشار ملت، اعم از پیر و جوان و زن و مرد نسبت به هنر خوشنویسی وجود داشت؛ چراکه اکثر رشته‌­های هنری محدود و گاه ممنوع شده بودند؛ مثلاً محدودیت موسیقی باعث شد که توجه ویژه‌ای به سمت خوشنویسی معطوف و انجمن خوشنویسان مورد اعتماد و احترام خاص خانواده‌­ها واقع شود؛ از دهه ۷۰ به بعد، سلایق هنری تقسیم شد و آمار از شدتی که در گذشته رو به گسترش بود، به حالت تعادل رسید اما هم‌اکنون نیز به‌جهت علاقه عموم به شعر و ادبیات، با حدود ۳۴۰ شعبه در سراسر کشور جزو گسترده­‌ترین تشکیلات هستیم و تقریباً در شهرستان­‌های کوچک هم نمایندگی و کلاس داریم؛ علاوه بر این در ۱۲ کشور خارجی نیز شعباتی را دایر کرده‌ایم.

در گذشته، تذهیب یا نقاشی به زیبایی خط کمک زیادی می‌کرد؛ در دوران معاصر شاهد به‌کارگیری انواع رنگ و رسم الخط‌ها، نقاشی‌خط­ها، بازی با حروف و ظهور طرح‌های گرافیکی در خطاطی هستیم. این تغییر و تحولات را برای خوشنویسی آسیب‌زا می‌دانید یا اینکه آنها را در گامی در راستای پیشرفت این هنر تلقی می‌کنید؟

هر هنری در حد خود نقش‌­آفرین است و من موافق آسیب‌رسانی نیستم؛ مثلاً نقاشی‌خط، حاصل ذهن تنوع‌طلب و نوع‌خواه هنرمند است که به آن سو کشیده می‌شود و درحد بضاعتش اثری را می‌آفریند که در چند دهه معاصر بین آن آثار هم، آثار هنری برجسته‌­ای وجود دارد؛ اما نکته­ اینجا است که باید هر هنری را در جای خود مورد دقت و ملاحظه قرار دهیم، تحلیل کنیم و تعریف درست و دقیقی از آن به‌دست آوریم.
این نوجوان در الگوپذیرترین زمان سنی درحال شکل­‌گیری و تکمیل شخصیت خود است و می­‌تواند از همه این مسائل استفاده کند؛ آیا این مسائل آن‌گونه که باید در کتاب‌های ما آمده است؟ اگر آمده بود، اکنون شرایط جامعه ما این‌گونه نبود.

آموزش و پرورش ما باید خیلی سریع‌­تر و عمیق­‌تر از این‌ها برنامه‌های متناسب را تنظیم کند که البته امکانات و پشتیبانی می‌خواهد؛ معلمان ما با تقبل زحمت و حقوق ناچیز، با سرمایه‌ها و مدیران آینده کشورمان که لازم است عاطفه، شخصیت و مناعتشان تقویت شود، روبه‌رو می‌شوند؛ نوجوان عملاً از رفتار و گفتار اطرافیانش به‌ویژه معلم، والدین و خانواده تأثیر می‌پذیرد؛ از معلمی که صبح تا ظهر در کلاس است و بعداز­ظهر هم مسافرکشی می­‌کند چه توقعی می‌توان داشت؟

توجه به الگوهای بسیار ارزشمند ملی و جهانی برای نوجوانی که مرتب به دنبال الگو است، گامی تأثیرگذار است؛ این مراتب تمامی ندارد و در سنین بالاتر تغییر می‌­کند که از این بابت رشته‌ای چون جامعه­‌شناسی می­‌تواند کمک‌کننده باشد؛ البته تمامی این مسائل باید عملی باشد نه صرفاً توصیفی و انتقادی؛ متأسفانه ما این مراتب را در کشورمان نداریم.

با توجه به این اوصاف، به‌منظور بهبود وضعیت موجود و حرکت در راستای وضعیت مطلوب، توصیه­ شما به مسئولین و متصدیان عرصه فرهنگ و هنر کشور چیست؟

بنده از این بابت خود را در مقامی نمی‌­بینم که بخواهم نصیحتی کنم اما به عنوان شاگرد مشتاق هنر عرض می‌­کنم که در کشور ما جای خالی هنر احساس می‌­شود؛ هنر به آن معنا که وقتی انسانی در نقطه‌ا‌ی از جهان وارد موزه‌ای شده و سپس از آن خارج می­شود، تبدیل به انسان دیگری شده است. تحقق این مطلوب مقدماتی لازم دارد که اگر این مقدمات در تربیت و شخصیت انسان فراهم شده باشد، آن انسان می‌تواند با مشاهده یک اثر هنری، لایه‌های درونی، دوم و سوم اثر را هم بخواند؛ می‌­تواند در اثری تاریخی، زیبایی را ببیند؛ زیبایی که به عنوان یک حس در وجود ما خیلی کمک‌کننده است؛ زیبایی در کلام، زیبایی در حرکت، زیبایی در رفتار، رعایت ادب در هر اندازه‌ای که دقیق و عالی‌تر باشد؛ آن زیبایی به جان ما و به الگوپذیری ما کمک می‌کند؛ گویی انسان تشنه‌ای بوده که به‌دنبال محبوبش می‌گشته است.
متأسفانه اکنون در آموزش و پرورش ما جای هنر خالی و جایگاه آن در میان خانواده‌هایمان کم‌رنگ شده است؛ اکنون در خانواده‌ها چه اندازه از آثار طراز اول فرهنگی و پرورش‌دهنده شخصیت بچه‌ها استفاده می‌کنیم؟ چطور می‌توانیم آمار کتاب‌خوانی و سرانه مطالعه خودمان را که عبارت از چند دقیقه و نیم صفحه کتاب است، با کشوری که آمار مطالعه‌اش بالای ۵۰ کتاب است، مقایسه کنیم؟ شما ۱۰ کشور درجه اول دنیا را براساس آمارهای دقیق بنگاه‌­های جهانی از لحاظ آب و هوا، پاکیزگی، خیرخواهی و… با آمار و شرایط ما مقایسه کنید؛ ما به جای حرف زدن و شعار دادن بیاییم به خودمان با دقت نمره دهیم و ببینیم که آیا این مراتب را در موضوعات اجتماعی و اداری‌مان لحاظ می‌کنیم؟ آیا اولویت و جایگاه را به مقام اصلح می‌سپاریم یا پارتی‌بازی کار می‌کند؟!

دنیا کسانی مثل «آلبرت شواریتزر» داشته که آبرومند و بزرگ بود و از مردمان پولدار اروپا که به او اعتماد داشتند، پول جمع می­‌کرد و کَشتی کَشتی دارو می‌خرید و به آفریقا می‌فرستاد یا آن قاضی که برای اولین بار برده­داری را ممنوع اعلام کرد و… همه کسانی که در جهان نقش‌آفرین بودند باید کتاب‌های درسی ما را پر کنند؛ ما باید قهرمان‌­های بزرگ انسانیت را در هر لباس، مقام، فرهنگ و در هر جغرافیایی بشناسیم؛ آن‌وقت جهان‌بینی ما به جایی می‌­رسد که به عنوان یک انسان تکلیف خود را با دنیا خواهیم دانست.
یکی از مشکلات جدی ما در دوران صفویه و قاجار، به‌خصوص پس از وقوع رنسانس، ضعف جهان‌بینی بزرگانمان بود؛ آنها از جهان پیرامون خود غافل بودند و همین باعث می‌شد که فریب بخوردند. ما در شطرنج تنها بلد بودیم که سربازها را عقب و جلو کنیم؛ در حالی‌که غربی‌ها در دوران رنسانس آگاه به هزار قاعده شطرنج بودند؛ در چنین شرایطی در دو طرف یک میز نشستیم؛ پس تکلیف مشخص است؛ دیگر چرا گله می­‌کنیم؟ باید از خودمان گله کنیم. توصیه و حرف من یک کلمه است: آموزش.

لازم به ذکر است که علاقه‌مندان برای بازدید از آخرین نمایشگاه خوشنویسی استاد امیرخانی با عنوان «استاد امیرخانی/نستعلیق میراث ملی«می‌توانند تا ۲۰ مرداد ماه جاری از ساعت۱۰ تا ۲۰ به نشانی: خیابان ولی‌عصر(عج)، نرسیده به زعفرانیه، پلاک ۲۸۸۰، گالری طراحی هنر مراجعه کنند.

مدیر سامانه

مدیر سامانه

مذهّب، خوشنویس، گرافیست، طراح وب و ...
Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on google
Share on pinterest
Share on telegram
Share on whatsapp

دیدگاهتان را بنویسید